نو و سپید ۲۴

از شعر، خسته‌ام
از شعرهای کهنه و از شعرهای نو

نو و سپید ۲۳

چشمانم چو گنجشک‌ها
موهایت چو شاخسارِ درختانِ جنگلی

نو و سپید ۲۲

تو را بیشتر از تمامیِ ابرها
تمامیِ رودها

نو و سپید ۲۱

آغازِ این ترانه نمی‌دانم از کجاست
مانندِ عشقِ من به تو

نو و سپید ۲۰

وقتی چنین خیالِ تو سر می‌زند به من
با غنچه‌های بوسه و چشمانِ بسته‌ات

نو و سپید ۱۹

من کوچ می‌کنم
هر شب سوارِ قایقِ رویای تازه‌ای

نو و سپید ۱۸

خیالت را که در آغوش می‌کشم
آغوشم نمی‌کشد

نو و سپید ۱۷

نگاه که می‌کنی
در چشمانت تمامِ جهانم غرق می‌شود

نو و سپید ۱۶

یادِ تو چون شعلۀ شمعی به خاموشی می‌رود
دیگر شعله نمی‌کشد

نو و سپید ۱۵

تو در گوشه‌ای از ایوانِ این دنیا نشسته‌ای
بی‌خیال