چهارپارۀ ۳

ز سیلِ اشکِ مداوم نمی‌توان خفتن

غمِ  فراقِ تو را با که می‌توان گفتن

چهارپارۀ ۲

گویی تو را کنارِ خود احساس می‌کنم

کنجی برای قصۀ شب باز می‌کنم

چهارپارۀ ۱

وقتی سکوتِ نیمه‌شبم را شکستی و رفتی

وقتی ز روی من نِگه‌ات را بِبستی و رفتی